سفر مکن

 

هرچه کنی بکن ولی از بر من سفر مکن

 یا که چو میروی مرا وقت سفر خبر مکن

 

گر چه به غم ستاده ام نیست توان دیدنم

 شعله مزن بر آتشم از بر من گذر مکن

 

روز جدایی ات مرا یک نگه تو می کشد

 وقت وداع کردنت بر رخ من نظر مکن

 

دیده به در نهاده ام تا شنوم صدای تو

 حلقه به در بزن مرا عاشق در به در مکن

 

من که زپا نشسته ام مرغک پر  شکسته ام

 زود بیا که خسته ام زین همه خسته تر مکن

 

گر چه به دور زندگی تن به قضا نهاده ام

 آتشم این قدر مزن رنجه ام این قدر مکن

 

یوسف عمر من بیا تنگدلم برای تو

 رنج فراق میکشد خون به دل پدر مکن

 

هر چه که ناله میکنم گوش به من نمی کنی

 یا که مرا ز دل ببر یا زبرم سفر مکن

مهدی سهیلی

/ 5 نظر / 8 بازدید
تشنه دیدار

گویند کسان که روز عید آمده است این نکته بطبع من بعید آمده است روزیست به ماعید که گویند همه زان یار سفرکرده نوید آمده است السلام علیک یا صاحب الزمان بهترین هدیه به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ترک یک گناه است[گل][گل][گل][گل][گل]

حديث آقا

حرف هایی با مسئولین ریزمیزه:/شعر جالیب بود اما ایا درمصرع سوم منظور تان همان فتاده ام نیست

رضا

سلام دوست عزیز وبلاگ خیلی خوبی دارید به وبلاگ ما هم سربزنید.اگر مایل بودید مارا با نام هیئت اباعبدالله الحسین(ع) قراب لینک کنید وبعد بیایید ویگویید که با چه نامی لینکتون کنم

امید

سلام دوست من شرمنده چندماه دوربودم نبودم که بهت سری بزنم الان تونستم وب جذابی داری